ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 6 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

شیرین زبونیهای وروجک خونه ی ما!

1391/5/5 2:26
نویسنده : مامانی
1,544 بازدید
اشتراک گذاری

سلام.سلام.صدتا سلام.بعد از مدتی تاخیر در نوشتن بعلت خستگی و مسافرت(یه بار برای نیمه شعبان که شیراز رفتیم و هفته بعد به خاطر فوت بابابزرگم به خرم اباد)و یه خورده تنبلی،بالاخره امروز به یمن بودن بابا رضا،فرصتی شد تا بیام و از شیرین زبونیهای وروجک خونمون،ثمین گلی بنویسم.

این روزها ماشااله شیرین تر و شیطون تر شدی.اینقدر انرژی واسه خرابکاری و ریخت و پاش داری که دیگه تقریبا رمقی برام نمیذاری.

به محض دیدن یه مداد یا خودکار،سوزنت گیر میکنه روی: چوب چوب یه گردن و جوجه جوجه طلائی ،تا موقعی که یه کاغذ یا دفتر برات بیاریم تا بشینی و نقاشی بکشی.البته یه هفته ست برات تخته نقاشی خریدیم و کلی باهاش سرگرم شدی.

به صندلی و زندائی یه جور میگی دَن دَئی و به چائی و دائی هم یه جور میگی دائی

خاله محبوبه رو خیلی دوست داری و بهش میگی محبو و ازش یاد گرفتی که بزنی رو سینه ت و بگی :الهی الهی یا عدیدم(عزیزم).خیلی قشنگ صدات رو ظریف میکنی و میگی عدیدم،دَدَندَم(قشنگم)،دِندِدی(زندگی)

به مامان جون میگی :مامان اون      و به باباجون هم میگی:بابا اون

قبلا به قاشق میگفتی:دیندام ،حالا یه ماه و نیمه که میگی دین دین دَنگ دَنگ .که برگرفته از یکی از شعرهائیه که براش از اول خوندیم:

دینگ دینگ دنگ دنگ،دینگ دینگ دنگ                      ساعت هی میزنه زنگ

آفتاب دراومد،پاشو،خورشید میگه بیدار شو            دینگ دینگ دنگ دنگ،ساعت هی میزنه زنگ

که قسمت اولش رو خیلی دوست داری و موقع شعر خوندن تکرار میکنی.

بعضی وقتها بعد از جوجه جوجه طلائی یه ادامه هم خودت براش میخونی با همین ریتم و قافیه که چندین بیته که من یه کلمه ش رو هم متوجه نمیشم ولی خودت لذت میبری از خوندنش!

یه شعر دیگه هم میخونی:"رِدا  هی هی ،مامان  هی هی   ،آجی  هی هی ،همین (ثمین)هی هی

هر چیزی که از کسی میگیری یا به کسی میگی گفتن ممنون رو فراموش نمیکنی جیگر!

ziba

بعدا نوشت:امروز به آجی گفتم برو دستمال مرطوب بیار تا پوشک وروجک رو عوض کنم.ثمین بند کرده به ثنا"آجی  آجی دَمَطوب!!

به سرسره میگه"هُ هُیه. وقتی سرسره میبینه سریع به باباش میگه: "ردا ،هُ هُیه دیدی؟!"

به چراغهای رنگی تو خیابونها میگه:آبی. وقتی میبینه خیلی هیجان زده میشه و میگه:"ردا ،آبی ،دیدی؟ "

هر وقت میخای بلند شی یا چیزی رو بلند کنی گفتن " یا علی " رو فراموش نمیکنی عزیزم

یه چیز خیلی بامزه!بهت میگیم بگو سیب میگی دیب.بعد میگیم حالا بلند بگو سیب میگی رِدا(رضا)!!!!!!!!!

وقتی ریشه یابی کردم فهمیدم که هر وقت تو ماشین بودیم و بابا پیاده میشدن که چیزی بخرن و شما بیتابی میکردی،بهت میگفتم بابا رو بلند صدا بزنتا بیاد و شما هم دستت رو روی گوشهات میذاشتی و بلند میگفتی ردا! تو پارک بودیم داشتی با بطری دوغ بازی میکردی یهو افتاد.گفتی :مامائی اوتاد! گفتم خب بلندش کن !گفتی:ردا!!!!

از وقتی برا پرهام تولد گرفتیم(7 خرداد)تا حالا عاشق تولد گرفتن شدی و چپ و راست برا خودت تولد میگیری.هر چیزی که شبیه شمع باشه رو روی یه چیز دیگه که مثلا کیکه میذاری و فوت میکنی بعد خودت شروع میکنی به دست زدن و خوندن تبئود تبئود!!!

چند وقتی که مسافرت بودیم به ثنا بجای ننا میگفتی نَنو!!مامان جون مهری یادت داد که بهش بگی آجی.جالب اینجاست که از سفر که برگشتیم دوباره ننا شد ولی بیشتر وقتها دیگه آجی صداش میزنی.

مرغت یه پا داره(وااااای)هر چیزی رو که بخوای باید انجام بدی و هیچ جوری فراموش نمیکنی حتی اگه یه ساعت هم ازش بگذره،آخرش میری سراغش واگه مانع بشیم باناراحتی میگی :اکوون(نکن)

جدیدا هم که اگه یه چیزو بخوایم ازت بگیریم محکم میگیریش و مچسبونی به سینه و میگی هَمین.(یعنی مال ثمینه!)

سه چهار روزه که هر وقت دنبال کنترل میگردیم میگی:کنترل کجاس کنترل؟

شعر یه توپ دارم قلقلیه رو با من میخونی عزیز دلمممممممم

بادکنک: بابائو     کاکائو: کاکائو        کفش و دمپائی:بمپائی        النگو:اَگوگَه و اَدَئو        زردالو:دَدائو

هلو:هوئو            هندونه:هندوئه       خیار:ای یار        لباس:ای با      دماغ:دَبا البته بینی هم میگی

ابرو:ابو     دندون و نخ دندون:دندون   هواپیما : هامی یا      گردن بند:بن بن دن    کبوتر:ببوتر

ای بابا رو هم جدیدا یاد گرفتی و میگی       خاله:آیه

اگه جائیت درد بگیره میای و با ناله میگی درد و نشونم میدی و منم حتما باید بوسش کنم بعد فوری خوب میشه!

بیرون که میریم به بستنی فروشی که میرسی یه بند میگی بَئمَئی و تا نخریم ول کن نیستی!نوش جون

به لوبیا و پفیلا :دوبی یا

ziba

این عکس رو شیراز که بودیم خونه ی همسایه مامان جون،خانم عسگری گرفتیم.در حال انگور خوردنی.

اینم عکس ثنا خانوم ما که سه تا از دندونهای شیری پائینش افتاده و حرف ش رو انگار شوت میزنه و میگه.قربونت برم دختر ماهم.

ziba

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (14)

مامان ریحان عسلی
30 تیر 91 18:08
سلام
وای خدا چه بامزه حرف می زنه
راستی تسلیت میگم خدا قرین رحمت کنه
چه جالب ریحانه به لباس میگه :دِباس
وقتی هم با نشینمنگاهش بیفته میگه مامان کوکولییییی چی میگفتم بهش آخه دردم خوبه هااااااا اما فک نکنم بگم حالا امتحان میکنم
ثنا چه ناز افتاده تو عکسش
جواب غربالگری چی شد؟
دست بابا ردا هم درد نکنه که باعث این امر خیر شد

سلام.میسی خاله
ممنون.خدا رفتگان شما رو هم قرین رحمت کنه
درد که آسونتره خواهر؟!
روز سه شنبه باید ببرمش بهداشت برا واکسن.اونم میپرسم.
ها وااله
خرید اینترنتی محصولات پنبه ریز تخفیف و ارسال رایگان
30 تیر 91 22:36
مامانی ثمین سلام. من نماینده فروش اینترنتی شرکت پنبه ریز هستم. این کد را یادداشت کنید: 0030151181 این کد معرف شماست. با داشتن این کد می توانید از سایت خرید اینترنتی پنبه ریز با تخفیف و ارسال رایگان محصولات بهداشتی (پوشک- نوار بهداشتی و انواع دستمال کاغذی و ... ) خریداری کنید. کد را گم نکنید زیرا برای ثبت نام لازم است. شما نیز می توانید بعد از ثبت نام درخواست بدهید و نماینده فروش شوید! برای ثبت نام باید کد معرف داشته باشید که من در اختیارتان قرار دادم. موفق باشید

سلام.ممنون از لطفتون.من مای بیبی برا ثمین میخرم.از همین عمده فروش نزدیک خونمون.که خیلی هم مناسب میده

عمه نرگس
30 تیر 91 23:17
عمه مهمونه.....
سلام چه عجب. کلی وقته صفحه رو باز می کنم میخورم تو دیوار فقط عکس. دلم تنگ شده بود. ثمین عزیزم من اصلا حرف زدناتو ندیدم وقتی بقیه تعریف می کنن کلی زورم میگیره!
لباساشو ثناااااااااااااااااای عمه.نقاشی کردی؟


سلام.چه کنیم دیگه؟!دوری این چیزا رو هم داره.
آره عمه همون روز با علیرضا نشستیم و نقاشی کشیدیم
مامان شراره
31 تیر 91 1:57
خاله قربون اين دختر خوشگل وشيرين زبون بشه
زندایی
31 تیر 91 16:45
سلام دلم براتون تنگ شده



سلام خانومی.خوبی.ما هم دلمون تنگ شده.مواظب خودت و نی نی باش
مامان پریاگلی
31 تیر 91 20:50
____ (¯ `•I.•´¯) _____ (_.•´/|\`•._) _______ (_.:._)__(¯`:´¯) __(¯`:´¯)__¶__(¯ `•.O.•´¯) (¯ `•L?.•´¯)¶__(_.•´/|\`•._) (_.•´/|\`•._)¶____(_.:._)_¶ __(_.:._)__ ¶_______¶__¶¶ ____¶_____¶______¶__¶¶ ¶¶ _____¶__(¯`:´¯)__¶_¶¶¶¶ ¶¶¶¶ ______(¯ `..•V´¯)_¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶ ______(_.•´/|\`•._)¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶ _______¶(_.:._)_¶¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶ ¶_______¶__¶__¶¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶______¶_¶_¶¶¶¶(¯`:´¯)¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶(¯`:´¯)¶ _¶(¯ `•U?.•´¯)¶¶¶ ¶¶¶(¯ `E.?.•´¯ )¶ (_.•´/|\`•._)¶ ¶¶¶(_.•´/|\`•._) ¶¶ _ (_.:._)¶¶ ¶¶¶¶¶¶(_.:._)¶¶¶_ ¶¶¶¶ ¶¶¶ __¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶(¯`:´¯) ¶¶ ¶¶¶ ______¶¶¶¶¶(¯ `•.!!!.•´¯)¶¶ ¶¶¶ ____¶¶¶¶ ¶¶ (_.•´/|\`•._)¶¶¶ ¶¶¶ ___¶¶¶¶ ¶¶¶¶ ¶ (_.:._)¶__¶¶¶ ¶¶ ___¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶_¶¶¶ ¶¶¶___¶¶ ¶¶ _¶¶¶¶ ¶¶¶¶___¶¶¶ ¶¶¶¶____¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶¶____ ¶¶¶ ¶¶¶¶_____¶ ---------¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶--------- ---------¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶--------- ---------¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶-------- حلول ماه میهمانی خدا مبارک تو وقت سحر ما رو هم از قلم نندازین
مامان پریاگلی
31 تیر 91 20:56
شیرین زبونیات منو کشته شیرین عسل
خاله مهتــ♥ـــاب
31 تیر 91 23:51
سلاااااااااااااااااااااااااااااممممممممممممممممممممم برید کنار خاله با نی نیش اومد بپایین له نشین بالاخره تونستم بیام نــــــــــــــــــتD: الهی فداتون بشم خوشگلای من ثمین بلا خاله رو هم یاد گرفته ها مامانی وکشمت راست به نی نی وبلاگ ما نیز سر بزنید منتر حضور گرمتان میباشیم
الهه مامانی طهورا
1 مرداد 91 12:22
می شود این رمضان موعد فردا باشد آخرین ماه صیام غم مولا باشد می شود در شب قدرش به جهان مژده دهند که همین سال ظهور گل نرگس باشد التماس دعا
مامان اسرا واسما
1 مرداد 91 20:44
السلام ای میهمانی خدا / ماه خوب آسمانی خدا السلام ای روزه داران السلام / عاشقان مخلص ماه صیام . . . ماه پر برکت رمضان بر شما مبارک
مامان ریحان عسلی
2 مرداد 91 0:07
خصوصیییییییییییییییییییییییییییییی
دختر دایی
2 مرداد 91 23:21
سلام خسته نباشی مامانه بچه ها وبلاگت خیلی بهتراز قبل شده بهت تبریک میگم


سلام دختر دائی.چه عجب خانومی آفتابی شدی؟
بهر حال خوشحالمون کردی.بازم بیا
نرجس خاتون،مامان طهورا خانوم.
4 مرداد 91 15:25
ای جان.ترکیب این عکس با اون شکلک کیک که داره شمعاشو فوت میکنه خیلی خوب شده.ای ول.


میسی.ایییییییییییییینه!
مامان عسل
8 مرداد 91 15:29
آفري ثمين کوچولو شيرين زبون