شیرین زبونیهای وروجک خونه ی ما!
سلام.سلام.صدتا سلام.بعد از مدتی تاخیر در نوشتن بعلت خستگی و مسافرت(یه بار برای نیمه شعبان که شیراز رفتیم و هفته بعد به خاطر فوت بابابزرگم به خرم اباد)و یه خورده تنبلی،بالاخره امروز به یمن بودن بابا رضا،فرصتی شد تا بیام و از شیرین زبونیهای وروجک خونمون،ثمین گلی بنویسم.
این روزها ماشااله شیرین تر و شیطون تر شدی.اینقدر انرژی واسه خرابکاری و ریخت و پاش داری که دیگه تقریبا رمقی برام نمیذاری.
به محض دیدن یه مداد یا خودکار،سوزنت گیر میکنه روی: چوب چوب یه گردن و جوجه جوجه طلائی ،تا موقعی که یه کاغذ یا دفتر برات بیاریم تا بشینی و نقاشی بکشی.البته یه هفته ست برات تخته نقاشی خریدیم و کلی باهاش سرگرم شدی.
به صندلی و زندائی یه جور میگی دَن دَئی و به چائی و دائی هم یه جور میگی دائی
خاله محبوبه رو خیلی دوست داری و بهش میگی محبو و ازش یاد گرفتی که بزنی رو سینه ت و بگی :الهی الهی یا عدیدم(عزیزم).خیلی قشنگ صدات رو ظریف میکنی و میگی عدیدم،دَدَندَم(قشنگم)،دِندِدی(زندگی)
به مامان جون میگی :مامان اون و به باباجون هم میگی:بابا اون
قبلا به قاشق میگفتی:دیندام ،حالا یه ماه و نیمه که میگی دین دین دَنگ دَنگ .که برگرفته از یکی از شعرهائیه که براش از اول خوندیم:
دینگ دینگ دنگ دنگ،دینگ دینگ دنگ ساعت هی میزنه زنگ
آفتاب دراومد،پاشو،خورشید میگه بیدار شو دینگ دینگ دنگ دنگ،ساعت هی میزنه زنگ
که قسمت اولش رو خیلی دوست داری و موقع شعر خوندن تکرار میکنی.
بعضی وقتها بعد از جوجه جوجه طلائی یه ادامه هم خودت براش میخونی با همین ریتم و قافیه که چندین بیته که من یه کلمه ش رو هم متوجه نمیشم ولی خودت لذت میبری از خوندنش!
یه شعر دیگه هم میخونی:"رِدا هی هی ،مامان هی هی ،آجی هی هی ،همین (ثمین)هی هی
هر چیزی که از کسی میگیری یا به کسی میگی گفتن ممنون رو فراموش نمیکنی جیگر!


بعدا نوشت:امروز به آجی گفتم برو دستمال مرطوب بیار تا پوشک وروجک رو عوض کنم.ثمین بند کرده به ثنا"آجی آجی دَمَطوب!!
به سرسره میگه"هُ هُیه. وقتی سرسره میبینه سریع به باباش میگه: "ردا ،هُ هُیه دیدی؟!"
به چراغهای رنگی تو خیابونها میگه:آبی. وقتی میبینه خیلی هیجان زده میشه و میگه:"ردا ،آبی ،دیدی؟ "
هر وقت میخای بلند شی یا چیزی رو بلند کنی گفتن " یا علی " رو فراموش نمیکنی عزیزم
یه چیز خیلی بامزه!بهت میگیم بگو سیب میگی دیب.بعد میگیم حالا بلند بگو سیب میگی رِدا(رضا)!!!!!!!!!
وقتی ریشه یابی کردم فهمیدم که هر وقت تو ماشین بودیم و بابا پیاده میشدن که چیزی بخرن و شما بیتابی میکردی،بهت میگفتم بابا رو بلند صدا بزنتا بیاد و شما هم دستت رو روی گوشهات میذاشتی و بلند میگفتی ردا! تو پارک بودیم داشتی با بطری دوغ بازی میکردی یهو افتاد.گفتی :مامائی اوتاد! گفتم خب بلندش کن !گفتی:ردا!!!!
از وقتی برا پرهام تولد گرفتیم(7 خرداد)تا حالا عاشق تولد گرفتن شدی و چپ و راست برا خودت تولد میگیری.هر چیزی که شبیه شمع باشه رو روی یه چیز دیگه که مثلا کیکه میذاری و فوت میکنی بعد خودت شروع میکنی به دست زدن و خوندن تبئود تبئود!!!
چند وقتی که مسافرت بودیم به ثنا بجای ننا میگفتی نَنو!!مامان جون مهری یادت داد که بهش بگی آجی.جالب اینجاست که از سفر که برگشتیم دوباره ننا شد ولی بیشتر وقتها دیگه آجی صداش میزنی.
مرغت یه پا داره(وااااای)هر چیزی رو که بخوای باید انجام بدی و هیچ جوری فراموش نمیکنی حتی اگه یه ساعت هم ازش بگذره،آخرش میری سراغش واگه مانع بشیم باناراحتی میگی :اکوون(نکن)
جدیدا هم که اگه یه چیزو بخوایم ازت بگیریم محکم میگیریش و مچسبونی به سینه و میگی هَمین.(یعنی مال ثمینه!)
سه چهار روزه که هر وقت دنبال کنترل میگردیم میگی:کنترل کجاس کنترل؟
شعر یه توپ دارم قلقلیه رو با من میخونی عزیز دلمممممممم
بادکنک: بابائو کاکائو: کاکائو کفش و دمپائی:بمپائی النگو:اَگوگَه و اَدَئو زردالو:دَدائو
هلو:هوئو هندونه:هندوئه خیار:ای یار لباس:ای با دماغ:دَبا البته بینی هم میگی
ابرو:ابو دندون و نخ دندون:دندون هواپیما : هامی یا گردن بند:بن بن دن کبوتر:ببوتر
ای بابا رو هم جدیدا یاد گرفتی و میگی خاله:آیه
اگه جائیت درد بگیره میای و با ناله میگی درد و نشونم میدی و منم حتما باید بوسش کنم بعد فوری خوب میشه!
بیرون که میریم به بستنی فروشی که میرسی یه بند میگی بَئمَئی و تا نخریم ول کن نیستی!نوش جون
به لوبیا و پفیلا :دوبی یا


این عکس رو شیراز که بودیم خونه ی همسایه مامان جون،خانم عسگری گرفتیم.در حال انگور خوردنی.
اینم عکس ثنا خانوم ما که سه تا از دندونهای شیری پائینش افتاده و حرف ش رو انگار شوت میزنه و میگه.قربونت برم دختر ماهم.





شیرین زبونیهای وروجک خونه ی ما!
